تبليغاتX
مــــــرد تنهـــــــای شـــــــب

خیال کردم بری میری از یادم

تو رفتی نرفت چیزی از یادم

تو رفتی تازه عاشق تر شدم من

از اونیم که بودم بدتر شدم من

صبح تا شب این شده کارم

که واسه چشات بیدارم

تو به دادم نرسیدی وقتی تنهاییم دیدی

تو گذاشتی برم از دست اگه چیزیم نبودم

وعشق از دوستی پرسید:تفاوت من وتو در چیست؟

دوست گفت:من دیگران را با سلامی با هم آشنا میکنم تو به نگاهی

من با دروغ دیگران را از هم جدا میکنم و تو با مرگ

+ نوشته شده در یکشنبه 15 مهر1386ساعت 20:50 توسط عليرضا(مرد تنهای شب) |

 

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم.من ز مقصدها پی مقصدهای پوچ افتادم.

تا تمام خوبها رفتند خوبی ماند در یادم. من به عشق منتظر بودن همه صبرم وقرارم رفت.بهارم رفت.عشقم مرد.یارم رفت.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 20:55 توسط عليرضا(مرد تنهای شب) |


http://www.hadikazemiweb.blogfa.com http://www.hadikazemiweb.blogfa.com